مرتضى مطهرى

502

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

براهين امتناع اعادهء معدوم يكى از آن براهين اين است : فانّه على جوازها حتم * فى الشّخص تجويز تخلّل العدم مسأله اين است كه آيا يك شىء مىتواند در دو زمان وجود داشته باشد يا نه ؟ واضح است كه اگر يك وجود امتداد داشته باشد در زمان ، مانعى ندارد . فرض كنيد يك شىء وجودش يك ساعت امتداد داشته باشد . معنايش اين است كه اين وجودى است ممتد به امتداد زمان به اندازه يك ساعت . و همچنين است اگر وجودش يك سال امتداد داشته باشد ، صد سال امتداد داشته باشد ، هزار سال امتداد داشته باشد . بالاخره يك وجودى است ممتد به امتداد زمان . اما آيا ممكن است يك وجودى با امتداد زمانى معين معدوم شود و در يك زمان ديگر عينا موجود شود ، مثل اينكه يك حركتى با يك امتداد زمانى معين ( مثلا يك دقيقه ) موجود شود و بعد سكون ( مثلا به اندازهء يك دقيقه ) رخ بدهد و دو مرتبه حركت ادامه پيدا كند [ و در عين حال اين دو حركت يك حركت باشد ] ؟ آيا براى يك شىء معنا دارد كه نيستى ميان خودش و خودش فاصله شود - نه اينكه نيستى ميان نيمى از خودش و نيم ديگر از خودش فاصله شده باشد - [ به طورى ] كه در هر دو حال خودش باشد ؟ ممكن است بگوييد كه عدم فاصله شده است ميان نيمى از اين حركت و نيم ديگر از اين حركت . جواب اين است كه اولا اين دو نيمه در واقع « نيم » نيست ؛ يعنى همين قدر كه نيم شد ، دو شىء مىشود نه دو نيم از يك شىء . اين مطلب نبايد اشتباه شود ، چون گاهى ما اين دو شىء را به صورت دو « نيم » تصور مىكنيم و حال آنكه همين قدر كه سكون متخلل بشود آن حركت به تمام وجودش منقضى شده است و حركت ديگرى از نو حادث شده است . اينها دو حركت است نه يك حركت . ثانيا فرض مىكنيم اين را از شما بپذيريم ؛ راجع به اين جهت با شما بحث نمىكنيم ؛ فرض مىكنيم تخلل عدم ميان نيمى از وجود شىء و نيم ديگر از وجود شىء از بحث ما خارج است ؛ تخلل عدم ميان تمام وجود شىء و تمام وجود شىء را در نظر مىگيريم . در اينجا چه مىگوييد ؟ جايى كه عدم فاصله شده است ميان خود شىء و خود شىء ، يعنى اين حركت تا اينجا وجود دارد ، بعد نيستى پديد